
حکایت سال های کودکی
داوود کیانیان
Derakhti ke Hezar joor Mive Midad
کتاب «درختی که هزار جور میوه می داد» نوشته ی داوود کیانیان در ظاهر یک عنوان ساده و کودکانه دارد، اما در بطن خود به یک پروژه ی فرهنگی و تاریخی درباره ی تئاتر کودک و نوجوان ایران تبدیل می شود. متن کتاب نه روایت داستانی خطی است و نه یک نمایشنامه ی صرف؛ بیشتر شبیه یک گفت وگوی بلند و پیوسته است که از دل آن لایه های مختلفی از تجربه ی زیسته ی پروانه باغچه بان و تاریخ یک جریان هنری بیرون می آید. هسته ی اصلی کتاب بر محور گفت وگو با پروانه باغچه بان شکل گرفته؛ چهره ای که نامش به طور مستقیم با ادامه ی مسیر پدرش، جبار باغچه بان در زمینه ی آموزش و تئاتر کودک گره خورده است. روایت از دل خاطرات خانوادگی شروع می شود، اما خیلی زود به فضای گسترده تری می رسد که در آن تئاتر کودک نه یک فعالیت حاشیه ای، بلکه بخشی از پروژه ی آموزش و فرهنگ سازی در ایران معاصر دیده می شود. در این میان کتاب به شکل مستقیم سراغ زندگی نامه ی کلاسیک نمی رود؛ بیشتر از طریق پرسش و پاسخ، خاطره ها را کنار هم می گذارد و اجازه می دهد روایت از دل گفتار شکل بگیرد. همین ساختار باعث می شود متن حالتی زنده و غیررسمی داشته باشد، اما در عین حال بار مستند آن حفظ شود. خواننده با قطعاتی از تاریخ فرهنگی روبه رو می شود که در منابع رسمی کمتر ثبت شده اند، مثل شکل گیری گروه های نمایشی کودک، تجربه های اولیه ی آموزش تئاتر به کودکان، و فضای فرهنگی چند دهه ی گذشته. کتاب به طور جدی روی مفهوم تئاتر کودک و نوجوان تمرکز دارد؛ نه فقط به عنوان هنر اجرا، بلکه به عنوان یک ابزار تربیتی و اجتماعی. در روایت ها، تئاتر به فضایی تبدیل می شود که در آن کودک فقط تماشاگر نیست، بلکه درگیر فرآیند یادگیری، تخیل و تجربه ی اجتماعی می شود. در کنار این نگاه، نقش خانواده باغچه بان به عنوان یکی از جریان های تأثیرگذار در این حوزه پررنگ می شود. از جبار باغچه بان به عنوان نقطه ی آغاز یک نگاه آموزشی-هنری یاد می شود و از پروانه باغچه بان به عنوان ادامه دهنده ی این مسیر. کتاب در این بخش ها به جای ارائه ی تحلیل های نظری پیچیده، روی تجربه های واقعی، موقعیت های اجرایی و جزئیات زیست فرهنگی تمرکز می کند؛ جزئیاتی که نشان می دهد تئاتر کودک در ایران چگونه از یک ایده ی آموزشی به یک جریان عملی تبدیل شده است. «درختی که هزار جور میوه می داد» بیشتر شبیه یک سند روایی از تاریخ شفاهی تئاتر کودک و نوجوان ایران عمل می کند تا یک کتاب صرفا خاطره ای. درختی که میوه های متنوع می دهد، استعاره ای از یک جریان فرهنگی است که خروجی های مختلفی داشته؛ از آموزش و تئاتر گرفته تا تربیت نسلی که با هنر رشد کرده است. در نهایت، متن کتاب در مرز میان روایت شخصی و تاریخ فرهنگی حرکت می کند و تصویری از یک دوره ی مشخص در رشد تئاتر کودک در ایران ارائه می دهد، بدون اینکه آن را در قالب تحلیل های انتزاعی یا روایت های رسمی محدود کند.
هنوز تکهای منتشر نشده
هنوز خوانندهای تکهای از این کتاب منتشر نکرده است.
هنوز یادداشتی درباره کتاب منتشر نشده
هنوز خوانندهای برای این کتاب یادداشت منتشر نکرده است.
ورود برای نوشتن یادداشت