
روزی که زندگی کردن را آموختم
لوران گونل
The Sermon on the Fall of Rome
کتاب خطابه سقوط رم، رمانی نوشته ی ژروم فراری است که نخستین بار در سال 2012 به چاپ رسید. داستان این رمان بزرگ و وسیع که سده ی بیستم را از نظر می گذارند، با پیرمردی آغاز می شود که در حال نگاه به عکسی از خانواده ی خود است که مدت ها از مرگشان می گذرد. نارضایتی او از خانواده اش، با پدری که هیچ وقت حاضر نبود و خواهرها و برادرهایی بسیار بزرگتر از خودش، همچنان برای او دردناک است. اما این نارضایتیِ خانوادگی در مقایسه با ناپدید شدن ناگهانی یک خانمِ کافه چیِ فوق العاده ماهر از کافه ی محلی اش، کاملاً رنگ می بازد، زیرا این زن کسی بود که خوب می دانست چطور برای افرادی که کیلومترها با خانه فاصله دارند، محیطی مانند خانه را فراهم آورد، حتی برای افرادی تنها مانند مارسل. پس از رفتن این زن، افراد مختلفی شانس خود را برای گرفتن جای او امتحان می کنند که نتایجی فاجعه بار و اغلب مضحک به بار می آورند. اما پس از مدتی، نوه ی مارسل، یعنی متیو به همراه بهترین دوستش لیبرو از دانشگاه خود در پاریس بازمی گردند. آن ها در پاریس فلسفه می خواندند و اکنون تصمیم دارند خودشان مسئولیت اداره ی کافه را به دست بگیرند.
در معرفی این اثر به نکاتی مانند برنده جایزه گنکور 2012 اشاره شده است.
نکوداشت های این کتاب نیز بر هوشمندانه و درخشان، تأملی زیبا بر پایان جهان و با بارقه هایی کورکننده از خرد تاکید می کنند.
هنوز تکهای منتشر نشده
هنوز خوانندهای تکهای از این کتاب منتشر نکرده است.
هنوز یادداشتی درباره کتاب منتشر نشده
هنوز خوانندهای برای این کتاب یادداشت منتشر نکرده است.
ورود برای نوشتن یادداشت