
سنگ و سپر
صمد طاهری
hamaseye yasin
یعنی این همه ماهی عاشق وجود داشته که می زده به آب و از آن سو به شکل پرنده پر می کشیده به آسمان؟ یعنی این غواص ها ترس از مرگ را از پا در آورده بوده اند ؟ سیدمحمد انجوی نژاد در کتاب «حماسه یاسین» نشان می دهد که همه اینها عین حقیقت است. این غواص دوران جنگ، خاطراتش را از مهرماه 1365 آغاز کرده که ﺑﺮﺍی ﮔﺮﺍﻣیﺪﺍﺷﺖ ﺷﻬﺪﺍی ﻭﺍﺣﺪ ﺗﺨﺮیﺐ ﻟﺸکﺮ ۲۱ ﺍﻣﺎﻡ ﺭﺿﺎ(ع) در مشهد بوده اما ناگهان خبر می رسد که مرخصی ها لغو شده و همه باید به منطقه بازگردند. انجوی نژاد به اهواز می رود، به مقر خودشان، قرارگاه شهید وزین. از آن جا همگی به خرمشهر می روند و در مرغدانی نیمه مخروبه ای مستقر می شوند تا ﻃی یکﺁﻣﻮﺯﺵ ﻓﺸﺮﺩﻩ، ﻋﺪﻩ ای ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﺷﻮﻧﺪ ﺑﺮﺍی ﮔﺮﺩﺍﻧی ﺑﻪ ﻧﺎﻡ «یﺎﺳیﻦ». انجوی نژاد از این آزمون دشوار موفق بیرون می آید و می شود از غواصان گردان یاسین. بعد هم از دوستی ها و شوخی ها و راز و نیازهای عاشقانه بچه ها برایمان می گوید. تا می رسد به عملیات کربلای 5. حالا او در این جا راوی یکی از غریب ترین و شگفت ترین صحنه های جنگ عراق علیه ایران می شود و چنان پرواز بی پروای یکایک دوستانش را در آن طوفان آتش و رودخانه و خون و گلوله شرح می دهد که فقط و فقط باید خواند و هر گونه توضیحی از ملاحت و حلاوت توأمان آن می کاهد.
هنوز تکهای منتشر نشده
هنوز خوانندهای تکهای از این کتاب منتشر نکرده است.
هنوز یادداشتی درباره کتاب منتشر نشده
هنوز خوانندهای برای این کتاب یادداشت منتشر نکرده است.
ورود برای نوشتن یادداشت