
وضع مقرره در قوه قضاییه
محمد راسخ مهند
Kinship Law
اکنون دو دهه از تصویب قانون نحوهٔ اهدای جنین به زوجین نابارور در کشور می گذرد. سال ها پیش از تصویب چنین قانونی، روش های کمک باروری با مداخلهٔ ثالث در کشور به کار بسته شده و زوجین نابارور از این طریق صاحب فرزند شده بودند. این امر رویدادی عجیب نیست، چه قانون در همهٔ جوامع آهسته و بطیء حرکت می کند؛ بر خلاف رویّهٔ علم و فناوری که به سرعت به پیش می تازد. باری، قانون یادشده از جمله به دو دلیل جامع نیست؛ نخست آن که همهٔ روش های کمک باروری را در بر نمی گیرد و به اهدای جنین محدود است. دوم آن که بیانی غریب و مبهم از نسب کودکان متولد شده از این روش ها به دست می دهد. به تعبیر قانون، متقاضیان دریافت جنین والدین نیستند؛ اما باید از کودک نگهداری و مراقبت کنند؛ گویی فرزندی را به سرپرستی قبول کرده اند. آیا وضعیت در همهٔ نظام های حقوقی همین گونه است؟ با مطالعهٔ نظام های حقوقی گوناگون چرایی و چگونگی به رسمیت شناختن ورود شخص ثالث به فرایند تولید مثل، که امری آسان نیست، و نیز نقش وی در نسب کودک حاصل از این فرایند آشکار می شود. اینک که کودکانی بسیار به روش های یادشده در کشور متولد شده اند و نمی توان وجود آنان را نادیده گرفت، لازم است تجربهٔ حقوق دیگر کشورها در ارتباط با مسئلهٔ نسب ایشان مطالعه شود. بدین سان، شاید بتوان به رفع کاستی های موجود در نتظیم قانونی چنین پدیدارهایی کمک کرد. این جستار کوششی در این راستاست.
هنوز تکهای منتشر نشده
هنوز خوانندهای تکهای از این کتاب منتشر نکرده است.
هنوز یادداشتی درباره کتاب منتشر نشده
هنوز خوانندهای برای این کتاب یادداشت منتشر نکرده است.
ورود برای نوشتن یادداشت