
صندوقچه مدفون
پگ کرت
Beasts
فضای «جانورها» از همان ابتدا حال وهوایی غریب و ناآرام دارد؛ رمانی کوتاه از جویس کارول اوتس که خاطره، میل و قدرت را در کنار یکدیگر قرار می دهد و به تدریج تصویری تاریک از رابطه ی یک دانشجوی جوان با استادش شکل می دهد. داستان از پاریس در سال های آغازین قرن بیست ویکم آغاز می شود؛ جایی که جیلیان براوئر در موزه ی لوور با دیدن مجسمه ای به گذشته بازمی گردد. خاطره ی او به سال های دانشجویی در یک کالج دخترانه در ماساچوست و سال ۱۹۷۶ می رسد؛ دوره ای که جیلیان در کارگاه شعر با آندره هارو، استاد ادبیات و شاعری کاریزماتیک و نامتعارف، آشنا می شود. هارو برای دانشجویانش شخصیتی جذاب و تاثیرگذار است و جیلیان نیز خیلی زود شیفته ی او می شود. آنچه ابتدا در قالب علاقه ای ادبی و فکری شکل می گیرد، کم کم به رابطه ای پیچیده تبدیل می شود که در آن مرز میان تحسین، کشش عاطفی و نفوذ شخصی چندان روشن نیست. حضور دورکاس همسر هارو، این فضای نامتعارف را پیچیده تر می کند. او هنرمندی فرانسوی تبار و مجسمه ساز است که آثارش و شیوه ی زندگی اش با قواعد معمول فاصله دارد. دورکاس و هارو در زندگی خصوصی خود فضایی ساخته اند که هنر، میل و نوعی نگاه افراطی به رهایی از محدودیت های اجتماعی در آن درهم آمیخته است. جیلیان به تدریج وارد این محیط می شود و ارتباطش با این زوج از چارچوب رابطه ی معمول استاد و دانشجو فاصله می گیرد. هم زمان اتفاق هایی مرموز در فضای دانشکده رخ می دهد: آتش سوزی هایی در کالج و اطراف اتاق درس هارو، فضای دانشگاه را ملتهب می کند و باعث می شود دانشجویان نسبت به یکدیگر بدگمان شوند. این حوادث در کنار رفتار عجیب هارو و همسرش، حس ناامنی و اضطراب را افزایش می دهد، بی آنکه رمان همه ی پاسخ ها را به سرعت در اختیار خواننده بگذارد. روایت اوتس بیشتر بر تجربه ی ذهنی جیلیان و بازسازی تدریجی گذشته استوار است تا دنبال کردن صرف حوادث بیرونی. بازگشت از زمان حال به سال های دانشجویی باعث می شود خاطره مانند چیزی ناتمام و حل نشده به سراغ راوی بیاید. دفترچه ی خاطرات و نوشته هایی که جیلیان در جریان نزدیک شدن به زندگی خصوصی هارو و دورکاس با آن ها مواجه می شود، به بخش مهمی از این فرایند تبدیل می شوند و اطلاعاتی درباره ی گذشته و مناسبات این زوج آشکار می کنند. با این شیوه اوتس به موضوع قدرت و تاثیرگذاری افراد کاریزماتیک بر کسانی که در موقعیت آسیب پذیرتری قرار دارند نزدیک می شود. هارو صرفا یک استاد ادبیات نیست؛ او برای دانشجویانش شخصیتی است که می تواند معیارهای فکری و عاطفی آنان را تحت تاثیر قرار دهد. جیلیان نیز در سن وسالی قرار دارد که هنوز در حال شکل دادن به هویت خود است و همین مسئله او را بیش از پیش در معرض تاثیرپذیری قرار می دهد. عنوان رمان یعنی «جانورها»، با یکی از دغدغه های اصلی اثر ارتباط دارد: فاصله ی میان انسان متمدن و غرایز حیوانی، و این پرسش که وقتی میل، قدرت و خشونت از محدودیت های اخلاقی و اجتماعی عبور می کنند، چه اتفاقی برای رفتار انسان می افتد. اوتس این ایده را در فضای هنری و ادبی داستان دنبال می کند و در کنار آن به شیفتگی جوانی، جست وجوی آزادی، رابطه ی استاد و شاگرد و امکان سوءاستفاده از قدرت می پردازد. ارجاع به شعر و هنر نیز صرفا تزئین فضای داستان نیست؛ ادبیات و هنر در زندگی شخصیت ها ابزاری برای بیان خود و گاهی پوششی برای رفتارهایی هستند که در شرایط عادی پذیرفتنی به نظر نمی رسند.
هنوز تکهای منتشر نشده
هنوز خوانندهای تکهای از این کتاب منتشر نکرده است.
هنوز یادداشتی درباره کتاب منتشر نشده
هنوز خوانندهای برای این کتاب یادداشت منتشر نکرده است.
ورود برای نوشتن یادداشت