
وزغ مرد
ریچل اینگلز
The Road
در این رمان، مردی به همراه پسرش در جاده های آمریکا که به کشوری سوخته و برباد رفته تبدیل شده، قدم برمی دارد. هیچ چیز به جز خاکستر های معلق در باد، در دورنمای ویران و بلازده ی آن جا حرکتی ندارد. هوا به قدری سرد است که سنگ ها را شکاف می دهد و برف خاکستری رنگی از آسمان تیره و تار می بارد. مقصد این پدر و پسر، ساحل است؛ اگرچه آن ها نمی دانند که چه چیزی در آن جا انتظارشان را می کشد. این دو نفر به جز هفت تیری برای دفاع در مقابل دسته های یاغی کمین کرده در جاده ها، لباس هایشان و چرخ دستی ای از غذای قابل خوردن، هیچ چیز دیگری ندارند. رمان جاده، داستان تکان دهنده ی یک سفر است. جاده، آینده ای را متصور می شود که هیچ امیدی در آن باقی نمانده است؛ اما این پدر و پسر با عشق پایدار میانشان، تمام دنیای یکدیگر را می سازند. جاده، با تمامیتی کم نظیر در بینش و دید خود، تأملی ژرف و استوار است بر توانایی انسان در انجام بدترین و بهترین کارها: نهایت ویرانگری، سختی ها و رنج های هولناک و البته عشق و محبتی که دو انسان را در مواجهه با یأس و ناامیدی کامل، زنده نگه می دارد.
در معرفی این اثر به نکاتی مانند برنده جایزه پولیتزر سال 2007 اشاره شده است.
نکوداشت های این کتاب نیز بر یکی از بهترین رمان های مک کارتی، احتمالا تأثیرگذار ترین و شخصی ترین اثر او، سرزنده و شیوا... جاده، خواندنی ترین اثر مک کارتی است و مک کارتی داستان سرایی شجاع و قدرتمند است.... در مجموع، این اثر عالی و شکوهمند است تاکید می کنند.
هنوز تکهای منتشر نشده
هنوز خوانندهای تکهای از این کتاب منتشر نکرده است.
هنوز یادداشتی درباره کتاب منتشر نشده
هنوز خوانندهای برای این کتاب یادداشت منتشر نکرده است.
ورود برای نوشتن یادداشت