ادبیات معاصرادبیات ایتالیاادبیات نمایشی+۱ مورد

تک پرده ای های پیراندلو

Pirandello's one-act plays

۰می‌خواهند بخوانند۰درحال خواندن۰خوانده‌اند
امتیاز تو
—
تعداد صفحه
۳۱۱
سال چاپ
۱۴۰۴
نخستین انتشار
۱٬۹۷۰

درباره کتاب

۴ دقیقه

«تک پرده ای های پیراندلو» مجموعه ای از نمایشنامه های کوتاه لوئیجی پیراندلو، نمایشنامه نویس ایتالیایی و برندهٔ نوبل ادبیات ۱۹۳۴، است که با ترجمهٔ هستی صادقی از سوی نشر گویا منتشر شده است. مشخصات کتاب شناختی این چاپ به مجموعهٔ شناخته شدهٔ Pirandello’s One-Act Plays بازمی گردد؛ مجموعه ای از سیزده تک پرده ای که طیف قابل توجهی از جهان نمایشی پیراندلو را در قالب هایی فشرده نشان می دهند. در این آثار هنوز همان پرسش هایی حضور دارند که نمایشنامه های بلندتر او را ساخته اند: آیا آدمی همان کسی است که خود می پندارد، همان کسی که دیگران می بینند، یا مجموعه ای ناپایدار از هر دو؟ فرم تک پرده ای برای پیراندلو محدودیت صرف نیست. او به موقعیت هایی علاقه دارد که در آن ها یک اتفاق کوچک ناگهان تصویری را که شخصیت از خودش و جهان ساخته مختل می کند. فرصتی برای شرح مفصل گذشته وجود ندارد؛ شخصیت باید در چند گفت وگو، یک تقابل یا حتی یک سکوت آشکار شود. به همین دلیل، بسیاری از این نمایشنامه ها ساختاری نزدیک به آزمایش دارند: فرضی ساده مطرح می شود و پیراندلو آن را تا جایی پیش می برد که مرز میان عقل و جنون، حقیقت و نمایش یا هویت فردی و داوری اجتماعی دیگر استوار نماند. «مردی با گل در دهانش» از شناخته شده ترین نمونه های این شیوه است. گفت وگوی ظاهرا اتفاقی دو مرد در یک کافه به تأملی دربارهٔ مرگ و شدت زندگی تبدیل می شود. در «گلدان»، نزاعی کمیک بر سر شیئی شکسته به مسئله ای دربارهٔ مالکیت، لجاجت و گرفتارشدن انسان در منطق خودش می رسد. «جواز» نیز از خرافهٔ چشم زخم و نگاه جامعه به فرد استفاده می کند تا نشان دهد چگونه برچسبی که دیگران به انسانی می زنند می تواند آن قدر واقعی شود که او ناچار باشد همان هویت تحمیل شده را به ابزار زندگی خود تبدیل کند. طنز در اینجا از سطح شوخی فراتر می رود؛ چیزی که ابتدا مضحک است، کمی بعد تلخ و حتی هراس آور می شود. سیسیل در شماری از این تک پرده ای ها حضوری پررنگ دارد. جامعهٔ محلی، آبرو، خرافه، خانواده، فقر و مناسبات طبقاتی مواد خام نمایشی را فراهم می کنند، اما پیراندلو از واقع گرایی اجتماعی صرف عبور می کند. آدم ها درون نقش هایی گرفتارند که خانواده و جامعه برایشان تعریف کرده اند و در عین حال خود نیز در ساختن آن نقش ها سهیم اند. از همین جا مفهوم «نقاب» که بعدها به یکی از کلیدهای اصلی تئاتر پیراندلو بدل شد، در مقیاس های کوچک و روزمره دیده می شود. مزیت این مجموعه در آن است که پیراندلو را فقط از طریق آثار مشهور متاتئاتری مانند «شش شخصیت در جست وجوی نویسنده» نمی شناسیم. تک پرده ای ها نشان می دهند تجربه های بزرگ تر او با واقعیت، هویت و نمایش چگونه از مشاهدهٔ دقیق رفتارهای معمولی رشد کرده اند. در مقابل، فشردگی فرم باعث می شود بعضی شخصیت ها بیش از آنکه فرصت گسترش روان شناختی پیدا کنند، حول یک تناقض یا وضعیت خاص ساخته شوند؛ اما در بهترین متن ها همین تمرکز به ضربهٔ نهایی اثر قدرت می دهد. جهان پیراندلو اغلب از جایی ناآرام می شود که انسان می خواهد یک پاسخ قطعی دربارهٔ خودش پیدا کند. تک پرده ای های او یادآوری می کنند شاید مشکل این نباشد که دیگران ما را درست نمی بینند؛ شاید خود این تصور که فقط یک «ما» برای دیدن وجود دارد، از ابتدا مسئله بوده باشد.

در حال بارگذاری مطالب مرتبط
در حال بارگذاری نقل‌قول‌ها و یادداشت‌ها
در حال بارگذاری کتاب‌های مشابه