دهه 1990 میلادیادبیات نمایشیادبیات اسکاتلند

ترجیح می دم کور بشم

Plays 1

۰می‌خواهند بخوانند۰درحال خواندن۰خوانده‌اند
امتیاز تو
—
تعداد صفحه
۲۰
سال چاپ
۱۴۰۴
نخستین انتشار
۱٬۹۹۹

درباره کتاب

۳ دقیقه

«ترجیح می دم کور بشم» نمایشنامه ای کوتاه، تیز و تک پرده ای از دانکن مک لین است؛ نویسنده اسکاتلندی که به دلیل زبان صریح، نگاه بی پرده به شکست ها و ضعف های انسانی و ترکیب طنز تلخ با همدلی عمیق شهرت دارد. این اثر که نخستین بار در مجموعه «نمایشنامه های مک لین: ۱» (۱۹۹۹) در کنار دو نمایش کوتاه دیگر منتشر شد، نمونه ای گویا از توانایی مک لین در تبدیل یک موقعیت محدود به عرصه ای برای کنکاش در عواطف پیچیده و تضادهای درونی است. داستان در فضایی بسته و مینیمال می گذرد: دو شخصیت در یک اتاق نیمه تاریک با هم روبه رو می شوند؛ گفت وگویی که در ابتدا عادی و حتی سرد به نظر می رسد، اما به تدریج لایه های پنهان ناامیدی، خشم، ترس و اندکی امید را آشکار می کند. عنوان نمایشنامه، پیشاپیش نشانه ای است از مضمون اصلی: مواجهه با رنج و از دست دادن، و این پرسش که آیا چشم بستن بر حقیقت می تواند پناهگاهی در برابر درد باشد یا تنها نوعی شکست است. زبان مک لین خشن و بی پرواست؛ دیالوگ ها تند و مستقیم اند و فضایی سرشار از تنش و خشونت عاطفی می سازند. اما در همین زبان زمخت، رگه هایی از مهربانی و ترحم گذرا دیده می شود که تلخی داستان را انسانی تر و قابل لمس تر می کند. مک لین، با همین تعادل میان زخم و نوازش، مخاطب را در مرز همدلی و قضاوت معلق نگه می دارد. در دل این رویارویی کوتاه، مضامینی چون ناامیدی در برابر امید، آسیب پذیری در برابر نقش های تثبیت شده و خاطراتی که هم پناه و هم شکنجه گرند، تنیده شده است. شخصیت های مک لین به شیوه ای دردناک انسانی هستند: زخم خورده، متناقض و سرشار از تمنایی که خود از بیان آن هراس دارند. «ترجیح می دم کور بشم» به دلیل همین عریانی عاطفی و ساختار جمع وجور، مورد تحسین منتقدان قرار گرفته است. منتقدان مک لین را به خاطر «همدلی لیبرال با جنبه تاریک انسان» می ستایند؛ نگاهی که حتی در تیره ترین لحظه ها، کورسویی از امید یا درک متقابل را نشان می دهد. این اثر، هرچند کوتاه، در کنار دیگر آثار مک لین جایگاه او را به عنوان یکی از صداهای متفاوت تئاتر معاصر اسکاتلند تثبیت کرده است؛ در گروهی که گاه با نویسندگانی مانند ایروین ولش مقایسه می شود و به «ضربان های ادینبورگ» شهرت یافته است. در نهایت، «ترجیح می دم کور بشم» نه داستانی درباره اتفاقی بزرگ، بلکه مکاشفه ای درباره درون آدمی است: جایی که خاطرات، فقدان و آرزو در خاموش ترین صحنه ها به پرتنش ترین شکل ممکن رخ می نمایند.

در حال بارگذاری مطالب مرتبط
در حال بارگذاری نقل‌قول‌ها و یادداشت‌ها
در حال بارگذاری کتاب‌های مشابه