
سام وو نترسو 6
کوین سانگ
Antkind
حتی اگر منتقدی سینه فیل هم نباشید، بازهم به یاد نیاوردن فیلمی که یک قاب، یک صدا یا یک تم از آن در ذهنتان باقی مانده، می تواند عذاب آور باشد. ولی خب این ناتوانی در به یاد آوردن، برای یک سینه فیل منتقد، شدت و حدت بیشتری به خود می گیرد و می تواند تا سرحدات جنون پیشش ببرد. چارلی کافمن، فیلم نامه نویس و کارگردان شهیر و گزیده کار آمریکایی، این ناتوانی در یادآوری را دست مایه ی رمانش «تبار مورچگان» قرار داده و از خلال قصه ای پر از جزئیات، با طنزی تلخ و یگانه، به درون سینمای آمریکا و مسئله ی هالیوود و هالیوودی بودن، نقب زده است. قهرمان داستان کتاب، منتقد فیلمی ست که دیگر فیلمی را به یاد نمی آورد و تنها یک قاب در خاطرش مانده و باید با همین یک قاب مسیرش را بازیابد و دردناکی حافظه ی ازدست شده را پشت سر بگذارد. داستان بی حافظگی از همین جاست که تبدیل به داستان رجعت می شود، داستان رفتن به تاریخ و کندوکاو ذهن مشوش و مغشوشی که تنها دارایی های حیاتی اش از دسترسش خارج شده اند. کافمن در کتاب «تبار مورچگان» سینما در لحظه های اکنون را به باد استیهزا و تمسخر می گیرد و گویی به خودش در مقام یکی از نمودهای بارز این سینما و از مهم ترین نمادهای فیلم آمریکایی متفاوت در سه دهه ی گذشته، حمله می کند. «تبار مورچگان» را شاید بتوان به مثابه ی طعنه ای دید به سینمایی که همه ی برانگیزانندگی اش را چنان ازدست داده که دیگر چیزی برای یادآوری باقی نمانده است!
هنوز تکهای منتشر نشده
هنوز خوانندهای تکهای از این کتاب منتشر نکرده است.
هنوز یادداشتی درباره کتاب منتشر نشده
هنوز خوانندهای برای این کتاب یادداشت منتشر نکرده است.
ورود برای نوشتن یادداشت