
یکشنبه آخر
معصومه رامهرمزی
Ta Roshanae
من مطمئن نبودم که بتوانم زنده از زندان بیرون بیایم اما می خواستم از تحریف ماجرای کشتارجمعی که در زاریا در حال انجام بود، جلوگیری کنم. همسر شیخ زکزاکی یادآور شد: من می خواستم حتی اگر زنده از آن وقایع بیرون نیایم، دنیا بداند که چه بر سر ما آمده است. من می خواستم جهان این را بداند که مصائبی که بر سر شیخ آمده است، برای جان فشانی در راه امام خمینی (ره) بوده است. خداوند متعال را شاکر هستیم که بعد از امام خمینی (ره)، رهبر معظم انقلاب اسلامی ایران مسیر ایشان را ادامه می دهند. زینت ابراهیم با تأکید بر وجوب محافظت از نظام اسلامی تأکید کرد: از برادران و خواهرانم در جمهوری اسلامی ایران می خواهم که مسیر امام و شهدا را ادامه دهند و این نظام را حفظ کنند و این محافظت را تا ظهور حضرت مهدی (عج) ادامه دهند. بریده ای از کتاب تا روشناییهرگز کسی را مانند شیخ ندیدم که این قدر آرام و امیدوار و متکی به خدا باشد در آن لحظه مطمئن بودم که شهید می شوم همیشه برای رسیدن چنین لحظه ای دعا می کردم، به خصوص پس از آنکه رئیس جمهور سابق جنتان سه پسرم را توسط همین وحشی هایی که ادعا می کنند ارتش ملت هستند به طرز بی رحمانه ای شکنجه و شهید کرد. من از شهادت نمی ترسم و برای رسیدن به آن اشتیاق دارم تنها ترسم این است که نتوانم به چنین مقامی نائل شوم و همچنان در این دنیا باقی بمانم درحالی که رهبرم و تنها امیدم کشته شود. من مطمئن نبودم که بتوانم زنده از زندان بیرون بیایم اما می خواستم از تحریف ماجرای کشتارجمعی که در زاریا در حال انجام بود، جلوگیری کنم. همسر شیخ زکزاکی یادآور شد: من می خواستم حتی اگر زنده از آن وقایع بیرون نیایم، دنیا بداند که چه بر سر ما آمده است. من می خواستم جهان این را بداند که مصائبی که بر سر شیخ آمده است، برای جان فشانی در راه امام خمینی (ره) بوده است. خداوند متعال را شاکر هستیم که بعد از امام خمینی (ره)، رهبر معظم انقلاب اسلامی ایران مسیر ایشان را ادامه می دهند. زینت ابراهیم با تأکید بر وجوب محافظت از نظام اسلامی تأکید کرد: از برادران و خواهرانم در جمهوری اسلامی ایران می خواهم که مسیر امام و شهدا را ادامه دهند و این نظام را حفظ کنند و این محافظت را تا ظهور حضرت مهدی (عج) ادامه دهند. بریده ای از کتاب تا روشنایی هرگز کسی را مانند شیخ ندیدم که این قدر آرام و امیدوار و متکی به خدا باشد در آن لحظه مطمئن بودم که شهید می شوم همیشه برای رسیدن چنین لحظه ای دعا می کردم، به خصوص پس از آنکه رئیس جمهور سابق جنتان سه پسرم را توسط همین وحشی هایی که ادعا می کنند ارتش ملت هستند به طرز بی رحمانه ای شکنجه و شهید کرد. من از شهادت نمی ترسم و برای رسیدن به آن اشتیاق دارم تنها ترسم این است که نتوانم به چنین مقامی نائل شوم و همچنان در این دنیا باقی بمانم درحالی که رهبرم و تنها امیدم کشته شود.
هنوز تکهای منتشر نشده
هنوز خوانندهای تکهای از این کتاب منتشر نکرده است.
هنوز یادداشتی درباره کتاب منتشر نشده
هنوز خوانندهای برای این کتاب یادداشت منتشر نکرده است.
ورود برای نوشتن یادداشت