
مثل یک بوم سفید
معصومه میرابوطالبی
The biggest test of the century
هومن داد زد: «برجا. » همه نشستند. معلم کیفش را انداخت روی میز و رفت پای تخته. روی تخته نوشت:«رستم سبزی»برگشت سمت بچه ها و گفت: «من اسمم رستم سبزیه. »یکی از بچه ها گفت: «جدی آقا؟ شما رستمید؟»هومن گفت: «آقا اونوقت سبزی خالی... »آقای سبزی با صدای بلند خندید و گفت: «خوردنی و خورشتی و آشی نداره. خالی خالی... » هومن داد زد: «برجا. » همه نشستند. معلم کیفش را انداخت روی میز و رفت پای تخته. روی تخته نوشت: «رستم سبزی» برگشت سمت بچه ها و گفت: «من اسمم رستم سبزیه. » یکی از بچه ها گفت: «جدی آقا؟ شما رستمید؟» هومن گفت: «آقا اونوقت سبزی خالی... » آقای سبزی با صدای بلند خندید و گفت: «خوردنی و خورشتی و آشی نداره. خالی خالی... »
هنوز تکهای منتشر نشده
هنوز خوانندهای تکهای از این کتاب منتشر نکرده است.
هنوز یادداشتی درباره کتاب منتشر نشده
هنوز خوانندهای برای این کتاب یادداشت منتشر نکرده است.
ورود برای نوشتن یادداشت