
به راحتی چشم بر تو خواهم بست
ماری واری
Git Kendini Çok Sevdirmeden
برای کسانی که هم دوست داشتن بلدند و هم ترک کردن را: برو پیش از آن که عاشقت شوم، محشون از نوستالژی، سرخوردگی های عشق، ازدواج، حزن درک دیرهنگام همدیگر و به رغم درد و رنج زندگی تلاش برای سرپا ماندن... اولین رمان تونا کرمیتچی، حکایت زندگی آردا آکاد را نقل می کند که پس از مرگ پسر خود در یک تصادف ماشین به خانه ی مادری خود پناه می برد. آردا در خانه ی قدیمی خودشان به سال های دور نوجوانی خویش بازمی گردد و سروکله ی قهرمان اولین تجربه ی عشق اش پس از بیست وسه سال دوباره پیدا می شود... رمانی خوش ساخت درباره ی دوست داشتن و ترک کردن. » در قسمتی از داستان می خوانیم: «بعد از اولین در وارد سالن شدیم. قبلا هرگز چنین خانه ای ندیده بودم. سالن خیلی آشفته بود. از نظر من خانه مبله به حساب نمی آمد. چند مبل راحتی و تعدادی صندلی که انگار بدون هیچ نظم و ترتیبی هرجا که دستشان آمده بود، گذاشته بودند. یک کاناپه بود. کف پارکت بود که رویش اینجا و آنجا آثار رنگ دیده می شد و فرش نداشت...
هنوز تکهای منتشر نشده
هنوز خوانندهای تکهای از این کتاب منتشر نکرده است.
هنوز یادداشتی درباره کتاب منتشر نشده
هنوز خوانندهای برای این کتاب یادداشت منتشر نکرده است.
ورود برای نوشتن یادداشت