
حراج
یوکیو میشیما
The Lady Aoi
اتاقی در یک بیمارستان. دیروقت شب. سمت راست صحنه پنجره ای بزرگ پرده پوش. در عقب، تخت خوابی که آئویی بر آن خفته. سمت چپ، یک در. هیکارو وارد می شود. در معیت پرستار. بارانی به تن و کیفی در دست دارد. به شکلی غیرعادی و عجیب خوش قیافه است. خیلی آهسته حرف می زند...
هنوز تکهای منتشر نشده
هنوز خوانندهای تکهای از این کتاب منتشر نکرده است.
هنوز یادداشتی درباره کتاب منتشر نشده
هنوز خوانندهای برای این کتاب یادداشت منتشر نکرده است.
ورود برای نوشتن یادداشت