
تله ی بازی 4
داستین بریدی
Einstein’s dreams
از گذر طاق داری دور دست،ساعتی شش بار مینوازد و سپس باز می ایستد. مرد جوان روی میز تحریرش ولو شده. پس از پشت سر گذراندن آشوبی دیگر،سحرگاه به دفتر کارش رسیده است. موهایش ژولیده و شولاری بیش از حد گشاد به پا کرده. در دستش بیست صفحه ی مچاله شده از نظریه ی جدیدش در باب زمان است کهخ می خواهد امروز به دفتر مجلهی آلمانی فیزیک بفرستد. صداهایی ضعیف از شهر درون دفتر کارش را فرا گرفته است. صدای جیرینگ جیرینگ شکستن بطری شیری که یه سنگ میخورد.
هنوز تکهای منتشر نشده
هنوز خوانندهای تکهای از این کتاب منتشر نکرده است.
هنوز یادداشتی درباره کتاب منتشر نشده
هنوز خوانندهای برای این کتاب یادداشت منتشر نکرده است.
ورود برای نوشتن یادداشت