ادبیات انگلیسادبیات معاصردهه 2000 میلادی+۱ مورد

اورستس: خون و نور

Orestes: Blood and Light

امتیاز این کتاب—
۰می‌خواهند بخوانند۰درحال خواندن۰خوانده‌اند
امتیاز تو
—
تعداد صفحه
۷۲
سال چاپ
۱۴۰۴
نخستین انتشار
۲٬۰۰۶

درباره کتاب

۳ دقیقه

«اورستس: خون و نور» نوشته ی هلن ادموندسن براساس نمایشنامه ی «اورستس» اثر ائوریپیدس نوشته شده است. این کتاب از مجموعه ی «جهان نمایش» است که شامل متن هایی برای صحنه ی نمایش یا درباره ی آن است. انواع نمایش نامه، چه برای اجرا و چه صرفا برای خوانده شدن، از جمله نمایش نامه هایی با اقتباس از آثار ادبی یا سینمایی و نیز متن های نظری در حوزه ی درام و نقد آثار نمایشی، در این مجموعه جای می گیرند. این نمایشنامه ی ادموندسن اقتباسی آزاد از نمایشنامه ی «اورستس» است. ائوریپیدس یا اوریپید، خالق نمایشنامه ی «اورستس» یکی از تراژدی نویسان بزرگ یونان باستان است که منتقدان او را درام پردازی سنت شکن، نوآور و نامتعارف دانسته اند. نمایش نامه «اورستس» درباره ی اورستس و الکترا، فرزندان آگاممنون، است. آن ها بعد از کشتن مادرشان، در انتظار رأی دادگاه زندانی شده اند و در زمانی که در زندان هستند درباره ی اینکه چقدر در قتل مادرشان گناهکار و تابع اراده ی خودشان بوده اند و چقدر مطیع امر خدای شان، آپولو، بحث و گفت وگو می کنند. نویسنده ی نمایشنامه ی «اورستس: خون و نور» ضمن حفظ ساختار کلی و شخصیت های اصلی، تغییراتی نیز در نمایشنامه ی اصلی ایجاد کرده است؛ مثلا برخی از شخصیت های فرعی را حذف کرده و برخی دیگر مانند «هرمیونه» را تغییر داده است. تفاوت بنیادین این اقتباس با اثر اصلی در پایان بندی آن است. هلن ادموندسن طنز تلخ و کنایه آمیز ائوریپیدس را که با استمداد از خدایان همه را به عاقبتی خوش می رساند، حذف کرده و پایانی تراژیک تر به اثر داده است. اثر ادموندسن شش شخصیت دارد؛ «الکترا»، «اورستس»، «هلن»، «کنیز»، «منلائوس»، «توندارئوس»، سربازان و ندیمه ها. ائوریپیدس در نمایش نامه ی «اورستس» به مفاهیمی پرداخته که همواره برای بشر مهم بوده و ذهن او را به خود مشغول کرده اند و دست مایه ی مباحث و نظریه پردازی ها و کشمکش های گوناگون بوده اند و همچنان موضوعیت خود را حفظ کرده اند. مفاهیمی چون عدالت، ایمان، جنایت، جنگ، جداافتادگی از خانواده، خشونت، تقصیر و گناه و اختیار انسان در جرمی که مرتکب می شود، این موضوعات در نمایشنامه ی «اورستس: خون و نور» نیز برجسته شده اند. هلن ادموندسن درباره ی این اقتباس می گوید: «من نخواسته ام از ساختار منظوم و موزون ائوریپیدس تقلید کنم، بلکه تلاش کرده ام زبان فخیم و آهنگین خودم را بسازم. در یک کلام، به ندای درونم گوش داده ام. آنچه برایم مفید بوده نگه داشته ام و آنچه به کارم نمی آمده حذف کرده ام، تا نمایش نامه ای بنویسم که بتواند با مخاطب امروزی با زبانی صریح و تازه و پرشور صحبت کند». «اورستس: خون و نور» کتابی خواندنی برای دوستداران ادبیات نمایشی و تئاتر است که پیشنهادهایی مفید و آموزنده برای اقتباس از آثار کلاسیک دارد.

در حال بارگذاری مطالب مرتبط
در حال بارگذاری نقل‌قول‌ها و یادداشت‌ها
در حال بارگذاری کتاب‌های مشابه