
یاد صادق چوبک
علی دهباشی
From heart murmur to heart surgery
در بازگشت به دیار، وقتی برای اولین بار، پس از سفر حج، وارد اتاق عمل شدم، ناگهان احساس کردم به معبد دیگری وارد شده ام آنجا که چشم های نگران با قلب های بیمار و خسته و پرتیش تو را می نگرند، آنجا که به محیطی پر اضطراب و شاید مخوف به نام اتاق عمل وارد می شوند. چه کسی است که سایه مرگ را در کنار خود نبیند؟ آنجا که هرکس نقطه پایان امیدها، آرزوها و شیرینی های زندگی اش را به عینه می بیند. آیا امید زندگی دادن عبادت نیست؟ آیا نوید دوباره زیست و آهنگ زیبای حیات نواختن عبادت نیست؟ آیا مهربانی و لطافت کلام، جنب و جوش شبانه روزی این فرشتگان بی توقع نمی تواند در پیشگاه خداوند تبارک و تعالی عبادت تلقی شود؟ اینجا اتاق عمل جراحی قلب بیمارستان امام علی (ع) است. از دو سال پیش با عشق بنا شده است. دل های خسته و بیمار، با ورود به آن، امید بهبودی دارند. هر روز پشت این درها، مادران، زنان، کودکان و حتی مردان اشک می ریزند و زیر لب دعا و نیایش سرمی دهند و با هر رفت و آمدی که برای همه همکاران امری عادی ست. قلبشان به تیش می افتد و اضطراب و نگرانی شان صد چندان می شود.
هنوز تکهای منتشر نشده
هنوز خوانندهای تکهای از این کتاب منتشر نکرده است.
هنوز یادداشتی درباره کتاب منتشر نشده
هنوز خوانندهای برای این کتاب یادداشت منتشر نکرده است.
ورود برای نوشتن یادداشت