
شعرهای نیمشب مدار چهل و نه درجه
صفورا نیری
Moghane-Parsi
توان گفت که برخی از جریان های ایرانی مانند ملامتیه و قلندریه در سیر تاریخی خود، از ایران پیش از اسلام به سده های میانی هجری، با کمی دگردیسی، نخست از ایستگاه «مجون» یا «مجانه» در بصره، کوفه و بغداد سده های اول و دوم هجری گذر کرده، سپس در سده ی سوم و چهارم در برخورد با آموزه های دینی، به ذوق و سلیقه ی تصوف و شریعت نزدیک شده و «ملامتیه» نام یافته و دوباره در سده های میانی، از تصوف اسلامی دور گشته، به «مجانه» و اصل ایرانی خود نزدیک شده و «قلندریه» نام گرفته است. ساختار نزدیک واژه های «مجون» و «مجانه» در تازی با «مغانه ی» پارسی، اشاره ی آشکار نخستین فرهنگ نویسان عربی زبان به غیر عربی بودن «مجون» و هم سویی باورها و رفتارهای گروه ماجنان در ادب تازی با آیین های زرتشتی، ما را بر این می دارد که «مجانه» را عربی شده ی «مغانه ی» پارسی و شعر مجون را ترجمان ادبیات مغانه بپنداریم. شیفتگی ماجنان به آیین های زرتشتی و مغانگی و نه آموزه های اسلامی سبب شده تا از سخنان و رفتارهای آن ها به «زندقه» یاد شود، تعبیری که یادآور اصطلاح «کفر مغ» در نوشته های پارسی است.
هنوز تکهای منتشر نشده
هنوز خوانندهای تکهای از این کتاب منتشر نکرده است.
هنوز یادداشتی درباره کتاب منتشر نشده
هنوز خوانندهای برای این کتاب یادداشت منتشر نکرده است.
ورود برای نوشتن یادداشت