
چیستی و چرایی ادبیات قدسی
سید علی شجاعی
Adela hasn't eaten dinner yet!
یک آن با صدای انفجار از جا پریدم. آمدم به شکم روی زمین بخوابم، نتوانستم. قابلمه توی بغلم بود. پریدم بالا و به پشت روی زمین خوابیدم و قابلمه را روی شکمم گذاشتم. سنگر فرماندهی از خنده منفجر شد. کجا آموزش دیده ی؟وقتی می خوابی دستات رو بذار روی گوشات نه دو طرف قابلمه. خجالت کشیده بودم. آرنج دستم را روی زمین گذاشتم و از جا بلند شدم. یک رزمنده تا کمر خم شده بود. دستهایش را روی کاسه زانوهایش گذاشته بود و قهقهه می زد. رنگش سرخ شده بود. وسط قیس قیس خنده هایش گفت: قبلا کدوم عملیات بوده ی ژنرال!؟ یک آن با صدای انفجار از جا پریدم. آمدم به شکم روی زمین بخوابم، نتوانستم. قابلمه توی بغلم بود. پریدم بالا و به پشت روی زمین خوابیدم و قابلمه را روی شکمم گذاشتم. سنگر فرماندهی از خنده منفجر شد. کجا آموزش دیده ی؟ وقتی می خوابی دستات رو بذار روی گوشات نه دو طرف قابلمه. خجالت کشیده بودم. آرنج دستم را روی زمین گذاشتم و از جا بلند شدم. یک رزمنده تا کمر خم شده بود. دستهایش را روی کاسه زانوهایش گذاشته بود و قهقهه می زد. رنگش سرخ شده بود. وسط قیس قیس خنده هایش گفت: قبلا کدوم عملیات بوده ی ژنرال!؟
هنوز تکهای منتشر نشده
هنوز خوانندهای تکهای از این کتاب منتشر نکرده است.
هنوز یادداشتی درباره کتاب منتشر نشده
هنوز خوانندهای برای این کتاب یادداشت منتشر نکرده است.
ورود برای نوشتن یادداشت