داستان فانتزیادبیات انگلیسادبیات داستانی+۳ مورد

آخرین شاگرد 5

Wrath of the Bloodeye

۰می‌خواهند بخوانند۰درحال خواندن۰خوانده‌اند
امتیاز تو
—
تعداد صفحه
۴۰۸
سال چاپ
۱۴۰۲
نخستین انتشار
۲٬۰۰۸

درباره کتاب

۳ دقیقه

«خشم چشم خونی» نوشته ی جوزف دیلینی نویسنده ی بریتانیایی، جلد پنجم از مجموعه ی سیزده جلدی «آخرین شاگرد» است. شخصیت اصلی این کتاب ها نوجوانی دوازده ساله به نام توماس در دنیایی تخیلی، تاریک و فانتزی است. او شاگرد شخصی به نام محافظ است. وظیفه ی محافظ مقابله با نیروهای ماوراءطبیعی و خطرناکی است که بشر را آزار می دهند و تهدید می کنند. نام محافظ گرگوری است. او در طی سال های فعالیت شاگردهای زیادی داشته که هیچ کدام دوام نیاورده اند. ظاهرا همه ی این شاگردها کار خود را رها کرده اند و یا پس از انجام اشتباهات زیاد کشته شده اند. حالا توماس به عنوان شاگرد جدید محافظ انتخاب شده است. او از شغل جدیدش راضی نیست، اما به دلایلی، مجبور شده این شغل را بپذیرد. تاریکی و نیروهای سیاه زیادی در راه هستند و توماس کسی است که باید به عنوان آخرین شاگرد، آن ها را متوقف کند و انسان ها را نجات دهد. اما جنگ با ارواح کار هرکسی نیست. در ابتدای هر فصل از کتاب تصاویری سیاه و سفید وجود دارد که سرنخی درباره ی شکل و شمایل شخصیت ها به خواننده ارائه می دهد، اما همه چیز در سایه ای از ابهام قرار دارد تا مخاطب نوجوان با تخیل خودش وارد فضای فانتزی و ترسناک داستان شود. در داستان «خشم چشم خونی» توماس برای ادامه ی دوره ی کارآموزی خود باید یک سری مهارت های رزمی خاص کسب کند. محافظ گرگوری، دیگر پا به سن گذاشته و توان مبارزه و آموزش های این چنینی را ندارد؛ بنابراین تصمیم می گیرد تام را پیش یکی از شاگردان قدیمی خودش که حالا دیگر برای خود محافظ به حساب می آید، بفرستد. از طرفی، چشم خونی یکی از فرزندان فیند به دنبال کشتن تام است و او باید بیش ازپیش مراقب باشد. بعد از این که تمام قبایل جادوگران با هم متحد شدند و شیطانی بزرگ به نام فیند را از دنیای تاریکی احضار کردند، تام مجبور است بیشتر مراقب خودش باشد؛ چرا که جادوگران از فیند خواسته اند هرطورشده تام را از بین ببرند. بنابراین چندهفته ای می شود که توماس از خانه ی گرگوری بیرون نیامده است. او به خوبی می داند که بیرون از خانه چه اتفاقات ترسناکی انتظارش را می کشند. محافظ و آلیس حسابی حواس شان به تام است و از آن جا که از قدرت فیند باخبر هستند، حتی یک لحظه هم او را تنها نمی گذارند. برای همین استاد گرگوری در چند مأموریت اخیر توماس را همراه خود نبرده و هربار بهانه ای تازه جور کرده است. اما طاقت توماس تمام شده است و از طرفی خیال می کند که دیگران به قدرت ها و توانایی های او باور ندارند؛ برای همین هم قصد کرده هرطور شده پایش را از خانه بیرون بگذارد و راهی شهر شود. «خشم چشم خونی» در ادامه ی ماجراها و مبارزات توماس، داستان جذاب و پرکشش دیگری را روایت می کند که در آن مخاطبان نوجوان با تام همراه می شوند تا با چشم خونی یکی از فرزندان فیند مبارزه کند.

در حال بارگذاری مطالب مرتبط
در حال بارگذاری نقل‌قول‌ها و یادداشت‌ها
در حال بارگذاری کتاب‌های مشابه