ای کاش این اعضای هیئت منصفه ماری دختر زیبای مرا دیده بودند تا می فهمیدند که نباید پدر یک کودک سه ساله را کشت.

آخرین روز یک محکوم
تکههای کتاباثر ویکتور هوگو
۳ تکه منتشر شده

اثر ویکتور هوگو
ای کاش این اعضای هیئت منصفه ماری دختر زیبای مرا دیده بودند تا می فهمیدند که نباید پدر یک کودک سه ساله را کشت.
به نظرم می آید همین که چشمانم بسته شود، روشنایی عظیمی خواهم دید و ورطه هایی از نور که ذهن من تا بی نهایت در آن غوطه خواهد خورد.
دریغا؛ در این امر به هیچ وجه گناه از شخص من نیست بلکه از نفس مسموم فردی محکوم به اعدام است که همه چیز را پژمرده و فاسد می سازد.