
منطقه
جف دایر (1958)
The Last Days of Roger Federer: And Other Endings
اگر آن قدر بخت یار باشید که لحظه آغاز یک موزیسین بزرگ، یک بازیگر بزرگ، یک فوتبالیست بزرگ، یک نویسنده، شاعر، فیلم ساز، نقاش و حتی تنیسور بزرگ را به چشم ببینید، به یقین لحظه پایان شان را نیز فراموش نخواهید کرد. به قول آن غول بزرگ برنده نوبل ادبیات لوئیز گلک: «اگر آغاز، این چنین دشوار است، تصور کنید که پایان چگونه است!» بیایید تصور کنیم پایان های همه غول هایی که می شناسیم و دوستشان داشتیم؛ بتهوون کی به پایان خودش رسید؟ وقتی دیگر هیچ نشنید؟! این پایان او نبود، اما آیا همین خودش نوعی از پایان نبوده است؟ مارادونا کی به واقع به پایان رسید؟ پس از لحظه سوت پایان فینال جام جهانی ۱۹۹۰ وقتی با هاولانژ رییس وقت فیفا دست نداد؟ یا آن روز محنت بار ۲۵ نوامبر ۲۰۲۰ در خانه ای اجاره ای در تیگری بوینس آیرس؟ آیا جیم موریسون به پایان رسیده است؟ مگر نه که جسم بی جان او وقتی ۲۷ ساله بود در وان حمام آپارتمانی در پاریس پیدا شد و «پایان» نام آخرین آهنگی بود که پیش از مرگش همراه رفقایش در گروه «دورز» روی سن سالن ورهاوس نیواورلئان اجرا کرد!فهرست این نام ها تمام نشدنی ست هرچند این ها فقط چند نام نیستند، این ها تاریخ ما، تاریخ حافظه فرهنگ ما و دلیل خلوص شورمندی زندگی ما هستند که همواره در سر و چشم و گوش و دهان مان در حرکت اند و هر جای زندگی مان نظر می کنیم، ردی از حضورشان، شکل آمدن و رفتن شان، آغاز و پایانشان را می بینیم. جف دایر، در جستار بالا بلند، طناز و تو در توی اش، لحظه /لحظه های پایان/ خداحافظی ده ها نابغه از هنر و ادبیات و ورزش و... را پیش رو گذاشته و صدها پرسش را با هوشمندی پیش کشیده، در جست وجوی هر آنچه پایان نامیده می شود و روزی از روزها و شب ها فرارسیده و می رسد. آخرین روزهای راجر فدرر و چند پایان دیگر، سفری ست پر از کشف و شهود از میان همه راه هایی که طی شدند و هر کدامشان بخشی از حیات ذهنی ما را ساخته اند و برای فهم چگونگی و چرایی این زندگی های زیسته و اهمیت سترگ شان، می بایست به آن ها رجوع کنیم. اگر آن قدر بخت یار باشید که لحظه آغاز یک موزیسین بزرگ، یک بازیگر بزرگ، یک فوتبالیست بزرگ، یک نویسنده، شاعر، فیلم ساز، نقاش و حتی تنیسور بزرگ را به چشم ببینید، به یقین لحظه پایان شان را نیز فراموش نخواهید کرد. به قول آن غول بزرگ برنده نوبل ادبیات لوئیز گلک: «اگر آغاز، این چنین دشوار است، تصور کنید که پایان چگونه است!» بیایید تصور کنیم پایان های همه غول هایی که می شناسیم و دوستشان داشتیم؛ بتهوون کی به پایان خودش رسید؟ وقتی دیگر هیچ نشنید؟! این پایان او نبود، اما آیا همین خودش نوعی از پایان نبوده است؟ مارادونا کی به واقع به پایان رسید؟ پس از لحظه سوت پایان فینال جام جهانی ۱۹۹۰ وقتی با هاولانژ رییس وقت فیفا دست نداد؟ یا آن روز محنت بار ۲۵ نوامبر ۲۰۲۰ در خانه ای اجاره ای در تیگری بوینس آیرس؟ آیا جیم موریسون به پایان رسیده است؟ مگر نه که جسم بی جان او وقتی ۲۷ ساله بود در وان حمام آپارتمانی در پاریس پیدا شد و «پایان» نام آخرین آهنگی بود که پیش از مرگش همراه رفقایش در گروه «دورز» روی سن سالن ورهاوس نیواورلئان اجرا کرد! فهرست این نام ها تمام نشدنی ست هرچند این ها فقط چند نام نیستند، این ها تاریخ ما، تاریخ حافظه فرهنگ ما و دلیل خلوص شورمندی زندگی ما هستند که همواره در سر و چشم و گوش و دهان مان در حرکت اند و هر جای زندگی مان نظر می کنیم، ردی از حضورشان، شکل آمدن و رفتن شان، آغاز و پایانشان را می بینیم. جف دایر، در جستار بالا بلند، طناز و تو در توی اش، لحظه /لحظه های پایان/ خداحافظی ده ها نابغه از هنر و ادبیات و ورزش و... را پیش رو گذاشته و صدها پرسش را با هوشمندی پیش کشیده، در جست وجوی هر آنچه پایان نامیده می شود و روزی از روزها و شب ها فرارسیده و می رسد. آخرین روزهای راجر فدرر و چند پایان دیگر، سفری ست پر از کشف و شهود از میان همه راه هایی که طی شدند و هر کدامشان بخشی از حیات ذهنی ما را ساخته اند و برای فهم چگونگی و چرایی این زندگی های زیسته و اهمیت سترگ شان، می بایست به آن ها رجوع کنیم.
بخش های برگزیده اثر نیز دشواری بیان بی واسطه احساسات را برجسته می کنند.
هنوز تکهای منتشر نشده
هنوز خوانندهای تکهای از این کتاب منتشر نکرده است.
هنوز یادداشتی درباره کتاب منتشر نشده
هنوز خوانندهای برای این کتاب یادداشت منتشر نکرده است.
ورود برای نوشتن یادداشت