
شروع ناگوار
لمونی اسنیکت
When Did You See Her Last?
شهری بود و مجسمه ای و کسی که او را دزدیده بودند. همان وقتی که در شهر بودم، مأمور شدم آن فرد را نجات دهم و فکر می کردم مجسمه برای همیشه از دست رفته. تقریبا سیزده ساله بودم و اشتباه می کردم. راجع به تمامش اشتباه می کردم. باید این سوال را می پرسیدم که «چطور ممکن است کسی که گم شده هم زمان دوجا باشد؟» به جایش سوال اشتباه را پرسیدم، کم وبیش چهار سوال اشتباه را. این کتاب گزارش دومین سوال است.
هنوز تکهای منتشر نشده
هنوز خوانندهای تکهای از این کتاب منتشر نکرده است.
هنوز یادداشتی درباره کتاب منتشر نشده
هنوز خوانندهای برای این کتاب یادداشت منتشر نکرده است.
ورود برای نوشتن یادداشت