
خاک عالم
امید مهدی نژاد
Atropates
آتش شعله ور شده، علی و عقیل شلنگ آتش نشانی کهنه ای در دست دارند و می خواهند آن را خاموش کنند. بچه ی زینب ممکن است مثل عبد تمام بدنش بسوزد و جواد دارد صحنه را گزارش می دهد. در این هیاهو، سیاوش با یک لیوان آب به قوطی حلبی آتش نزدیک می شود و با چهره ای متعجب آتش را خاموش می کند. نمایش بچه ها تمام می شود اما این تازه آغاز کتاب آتروپات ها به قلم عقیل جماعتی است. این نمایشنامه ی نوجوان در جزیره ی خارگ و در میانه ی دوران جنگ تحمیلی می گذرد. پدران بچه ها آتش نشان هایی هستند که هر لحظه جانشان در خطر است و آن ها دارند خودشان را با غیاب پدرانشان وفق می دهند. یکی از بچه ها به نام سیاوش، تازه به اینجا نقل مکان کرده و بقیه برای اینکه او را به گروهشان راه بدهند، برایش آزمون های سختی طراحی می کنند. عقیل جماعتی در این کتاب فقط به نمایشنامه بسنده نکرده و بخش های راهنمای زیادی برای آشنایی نوجوانان با تئاتر و ادبیات نمایشی در آن گنجانده است. او با موشکافی کردن لایه های مختلف این نمایش نوجوان، به بچه ها یاد می دهد که چطور با یک نمایشنامه ارتباط برقرار کنند و پیوند میان اسطوره ها و دغدغه های اجتماعی امروزی را کشف کنند.
هنوز تکهای منتشر نشده
هنوز خوانندهای تکهای از این کتاب منتشر نکرده است.
هنوز یادداشتی درباره کتاب منتشر نشده
هنوز خوانندهای برای این کتاب یادداشت منتشر نکرده است.
ورود برای نوشتن یادداشت